مراقبت اورژانسی / تثبیت:
تشخیص سریع واکنشهای آنافیلاکتیک (anaphylactic) به تماس با بادامزمینی برای جلوگیری از عواقب نامطلوب بسیار حیاتی است. تجویز فوری اپینفرین (epinephrine)، ترجیحاً در ران جانبی، برای کاهش مرگ و میر و عوارض بسیار مهم است: 0.01 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم تا حداکثر 0.5 میلیگرم به صورت عضلانی (IM) یا زیرجلدی با تکرار دوز در 10 تا 15 دقیقه در صورت لزوم. در صورت استفاده از اپینفرین با غلظت 1:1000، این مقدار معادل 0.01 میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم تا حداکثر 0.5 میلیلیتر خواهد بود.
برای اتواینجکتورهای اپینفرین:
- 0.1 میلیگرم (در صورت موجود بودن این غلظت) برای بیماران با وزن 7.5-15 کیلوگرم
- 0.15 میلیگرم برای بیماران با وزن 15-30 کیلوگرم
- 0.3 میلیگرم برای بیماران با وزن بیش از 30 کیلوگرم
اسپری بینی اپینفرین یک جایگزین مناسب برای اتواینجکتور در بیماران با وزن 30 کیلوگرم یا بیشتر که سابقه عمل جراحی بینی یا پولیپ بینی ندارند، میباشد.
ارزیابی سریع و توجه به ABC (راه هوایی، تنفس و گردش خون) بسیار حیاتی است. اگر بیمار هنوز در بخش اورژانس یا بیمارستان نیست، خدمات اورژانس پزشکی (EMS) باید فعال شود. مدیریت راه هوایی و تثبیت ممکن است نیاز به لولهگذاری داشته باشد، که در صورت وجود آنژیوادم (angioedema) ممکن است دشوار باشد. در موارد شدید، کرایکوتیروتومی (cricothyroidotomy) ممکن است لازم باشد.
بیماران باید به مانیتورهای قلبیریوی متصل شده و پالس اکسیمتری به صورت پیوسته انجام شود. اکسیژن باید با سرعت 8-10 لیتر در دقیقه از طریق ماسک صورت در صورت وجود هیپوکسی (hypoxia) تجویز شود. خطوط وریدی (IV) با قطر بزرگ باید با تزریق سریع نرمال سالین (saline) با دوز 10-20 سیسی به ازای هر کیلوگرم در صورت وجود هیپوتانسیون (hypotension) برقرار شود و در صورت نیاز تا حداکثر 40 سیسی به ازای هر کیلوگرم تکرار شود. اگر هیپوتانسیون ادامه یابد، ممکن است نیاز به استفاده از داروهای وازوپرسور (IV pressors) به همراه تزریقهای بیشتر نرمال سالین باشد. اگر خسخس سینه با وجود تجویز اپینفرین ادامه یابد، باید آلبوترول (albuterol) به صورت نبولایزر تجویز شود. دیفنهیدرامین (diphenhydramine) باید به صورت وریدی یا عضلانی با دوز 1 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم تا حداکثر 50 میلیگرم داده شود. در صورت موجود بودن، ستیریزین (cetirizine) وریدی میتواند به جای دیفنهیدرامین با دوز 2.5 میلیگرم برای بیماران 6 ماه تا 5 سال، 5 میلیگرم برای سنین 6-11 سال، و 10 میلیگرم برای سنین 12 سال و بالاتر تجویز شود. تجویز فاموتیدین (famotidine) با دوز 0.25 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم تا حداکثر 20 میلیگرم نیز میتواند انجام شود. تجویز گلوکوکورتیکوئیدها (glucocorticoids) نیز ممکن است مفید باشد اما بحثبرانگیز است و شواهد کافی برای حمایت از استفاده آن وجود ندارد.
بررسی تشخیص:
آلرژی به بادامزمینی در ابتدا بین 4 ماهگی تا 2 سالگی ظاهر میشود و تا 1 در 50 کودک را تحت تأثیر قرار میدهد، با افزایش شیوع در دو دهه گذشته. کودکانی با سابقه آتوپی (atopy) یا آلرژی به تخممرغ، سابقه خانوادگی آلرژیهای غذایی، و سابقه مصرف بادامزمینی توسط مادر در دوران بارداری در معرض خطر بیشتری برای توسعه آلرژی به بادامزمینی هستند. آلرژی به بادامزمینی یک واکنش حساسیتی واسطهای ایمونوگلوبولین E (IgE) است که علائم آن از کهیر خفیف تا واکنشهای آنافیلاکتیک شدید و تهدیدکننده زندگی متغیر است. علائم شایع شامل اریتم پوستی، ادم و ضایعات کهیری هستند. واکنشهای شدیدتر شامل تورم / سوزش لبها، دهان، گلو یا زبان؛ استفراغ؛ اسهال؛ خسخس سینه؛ تنگی نفس؛ سرفه؛ سیانوز (cyanosis)؛ و تغییرات در وضعیت ذهنی هستند. اکثر علائم ظرف چند دقیقه پس از تماس تا 2 ساعت پس از تماس ظاهر میشوند. تشخیص بر اساس سابقه تماس با بادامزمینی و بروز علائم ظرف 2 ساعت پس از تماس مشکوک میشود. تشخیص میتواند با ترکیبی از آزمایش پوستی، آنتیبادی خاص بادامزمینی IgE، و/یا چالش غذایی تأیید شود.
درمان بسته به شدت علائم متفاوت است و از استفاده از آنتیهیستامین برای اریتم پوستی خفیف یا کهیر تا اپینفرین عضلانی و سایر داروهای مذکور در بخش مراقبتهای اورژانسی برای علائم چند سیستمی یا شدید متفاوت است. تماسهای بعدی ممکن است واکنشهای شدیدتری را نشان دهد. تا 20٪ از کودکان با آلرژی به بادامزمینی ممکن است به عنوان بزرگسال تحمل پیدا کنند؛ با این حال، 80٪ باقیمانده همچنان آلرژیک باقی میمانند. مطالعات اخیر نشان دادهاند که معرفی زودهنگام محصولات بادامزمینی برای برخی از نوزادان (از سن 4-6 ماهگی)، با تداوم تماس، به طور قابل توجهی به کاهش احتمال توسعه آلرژی به بادامزمینی کمک میکند.



