هایپرکلسترولمی خانوادگی
هایپرکلسترولمی خانوادگی یک اختلال اتوزومال همغالب (autosomal codominant) است که با اختلال در تنظیم جذب کلسترول توسط گیرنده لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL-C) که عمدتاً در سلولهای کبدی قرار دارد، همراه است. این وضعیت منجر به افزایش بسیار زیاد کلسترول کل و کلسترول LDL، تسریع تصلب شرایین (atherosclerosis) و بیماری عروق کرونری میشود. بیش از 1200 جهش مختلف در LDL توصیف شده است که میتوان آنها را به 6 گروه مختلف تقسیم کرد که هر کدام بر جنبه خاصی از عملکرد LDL تأثیر میگذارند. این دستهها شامل سنتز گیرندههای پیشساز LDL، پردازش گیرنده LDL در جسم گلژی یا شبکه آندوپلاسمی، اتصال غیرطبیعی LDL، اندوسیتوز معیوب با واسطه کلاترین (clathrin-mediated endocytosis) گیرنده LDL، افزایش فعالیت تجزیه LDL (به عنوان مثال، افزایش فعالیت پروپروتئین کانورتاز سوبتیلیسین/ککسین نوع 9 [PCSK9]) و ناتوانی گیرنده LDL در اتصال به غشای بازولترال سلول میباشند. راه دیگری برای بررسی متابولیسم LDL-C در افرادی که هایپرکلسترولمی خانوادگی دارند، تعیین این است که آیا نقصی در گیرنده LDL وجود دارد یا عدم وجود کامل گیرنده LDL، که با فنوتیپ شدیدتری همراه است.
شیوع هایپرکلسترولمی خانوادگی
شیوع هایپرکلسترولمی خانوادگی هتروزیگوت (heterozygous) بین 1 در 200 تا 1 در 500 در سراسر جهان است. در آمریکا، شیوع این بیماری در میان نژادهای مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، فراوانی هایپرکلسترولمی خانوادگی هتروزیگوت در میان افراد سفیدپوست و سیاهپوست حدود 1 در 250 است، در حالی که برای افراد مکزیکی-آمریکایی و افراد از سایر نژادها به ترتیب حدود 1 در 414 و 1 در 343 است. هایپرکلسترولمی خانوادگی هموزیگوت (homozygous) بسیار نادرتر است و تقریباً 1 در 1,000,000 رخ میدهد. در میان برخی جمعیتهای بنیانگذار، این فراوانی میتواند بسیار بیشتر باشد. به عنوان مثال، در افراد فرانسوی کانادایی در کبک، نرخ تخمینی حدود 1 در 275,000 است؛ در افراد آفریکانر در گوتنگ، آفریقای جنوبی، این نرخ تخمینی حدود 1 در 30,000 است؛ برای افراد لبنانی مسیحی، این نرخ تخمینی حدود 1 در 100,000 است؛ و برای افراد تونسی، این نرخ تخمینی حدود 1 در 125,000 است. علاوه بر تفاوتهای قومی که بر نرخ شیوع هایپرکلسترولمی خانوادگی تأثیر میگذارد، تفاوتهای جنسیتی و نژادی نیز به نابرابریهای بهداشتی در میان افرادی که این بیماری ژنتیکی دارند، کمک میکند. به عنوان مثال، زن بودن و/یا داشتن تبار آسیایی یا آفریقایی به طور مستقل با کاهش احتمال دستیابی به اهداف درمانی کلسترول LDL نسبت به بیماران سفیدپوست مرتبط است.
عوارض هایپرکلسترولمی خانوادگی
بیماران مبتلا به هایپرکلسترولمی خانوادگی هتروزیگوت تمایل دارند که سطح LDL-C آنها 2 تا 3 برابر بیشتر از سطح طبیعی باشد، در حالی که افراد هموزیگوت میتوانند سطح LDL تا 10 برابر بیشتر داشته باشند. در نتیجه، ممکن است تصلب شرایین کرونری زودرس و مرگ ناشی از بیماری قلبی رخ دهد. در واقع، بیماران مبتلا به هایپرکلسترولمی خانوادگی هموزیگوت ممکن است در دوران کودکی دچار انفارکتوس میوکارد (MI) شوند، در حالی که افراد هتروزیگوت ممکن است در دهه سی زندگی خود دچار MI شوند. علاوه بر این، ممکن است تصلب شرایین تحت بالینی و افزایش خطر بیماری شریانهای محیطی وجود داشته باشد.
علاوه بر این، زانتوماهای تاندونی (tendinous xanthomata) که از سلولهای فومی ناشی از تجمع داخل سلولی لیپیدها و بافت همبند تشکیل شدهاند، در حدود 30%-50% از افراد مبتلا به هایپرکلسترولمی خانوادگی وجود دارند. مکانهای آنها شامل تاندون آشیل و تاندونهای روی و اطراف آرنج، زانو و دستها است. ممکن است زانتومهای توبروارپتیو و توبرو، زانتومهای پلنار، از جمله گزانتلاسما، و رسوب لیپید در قرنیه (قوس قرنیهای) وجود داشته باشد.
دو ابزار تشخیصی که به طور گسترده برای هایپرکلسترولمی خانوادگی استفاده میشوند و نیازی به آزمایش ژنتیک ندارند و در سطح جهانی مورد احترام هستند، معیارهای گروه ثبت سیمون بروم (بریتانیا) و معیارهای شبکه کلینیک لیپید هلند هستند.
موضوع مرتبط: نقص آپولیپوپروتئین B-100 خانوادگی
