سندرم هایپرانوزینوفیلیک
Hypereosinophilic syndrome
بزرگسالان
عکس بیماری

سندرم هایپراوزینوفیلیک (Hypereosinophilic syndrome یا HES) گروهی از اختلالات را توصیف می‌کند که با تکثیر پایدار ائوزینوفیل‌ها (eosinophils) که به چندین عضو نفوذ کرده و باعث آسیب بافتی می‌شوند، مشخص می‌شود. این وضعیت می‌تواند اولیه (یعنی نئوپلاستیک)، ثانویه (یعنی واکنشی)، یا ایدیوپاتیک باشد، همان‌طور که در زیر توضیح داده شده است.

معیارهای تشخیصی سه‌گانه:

  1. هایپراوزینوفیلی محیطی (Peripheral hypereosinophilia یا HE): بیشتر از 1.5 x 10^9/L در دو نوبت با فاصله زمانی ۴ هفته، با یا بدون ائوزینوفیلی شدید بافتی.

  2. آسیب یا نقص عملکرد اندام مرتبط با HE:

    • بیش از ۲۰٪ ائوزینوفیل در مقایسه با تمام سلول‌های هسته‌دار در بخش مغز استخوان.
    • نفوذ گسترده بافتی توسط ائوزینوفیل‌ها همان‌طور که توسط پاتولوژیست تعیین می‌شود.
    • رسوب معنادار پروتئین‌های گرانولی ائوزینوفیل در بافت در غیاب نفوذ گسترده بافتی با ائوزینوفیل‌ها.
  3. عدم وجود توضیح دیگری برای آسیب اندام.

اصطلاح HES بدون توجه به علت به کار می‌رود، اما به صورت زیر زیرشاخه‌بندی می‌شود:

  • HES اولیه – هایپراوزینوفیلی مونوکلونال به دلیل یک نئوپلاسم بنیادی، میلوئیدی، یا ائوزینوفیلی.
  • HES ثانویه – هایپراوزینوفیلی پلی‌کلونال به دلیل تولید بیش از حد سایتوکین‌های ائوزینوفیل‌پوئتیک. علل احتمالی شامل اختلالات آلرژیک، بدخیمی، عفونت انگلی و واکنش‌های دارویی.
  • HES ایدیوپاتیک – علت زمینه‌ای هایپراوزینوفیلی ناشناخته است.

انواع:

  • HES لنفوسیتی T-cell: مرتبط با کلون‌های غیرطبیعی سلول‌های T تولیدکننده سایتوکین‌های Th-2، به‌ویژه اینترلوکین-۵، که منجر به افزایش تولید ائوزینوفیل می‌شود. این بیماران در معرض خطر بیشتر ابتلا به لنفوم هستند.
  • HES میلوپرولیفراتیو: بیشترین ارتباط را با ژن فیوژن FIP1L1-PDGFRA (کدکننده یک تیروزین کیناز فعال) دارد، همچنین سایر ناهنجاری‌های کروموزومی. این جهش ژنتیکی در اشکال مختلف HES میلوپرولیفراتیو از جمله لوسمی ائوزینوفیلی یافت می‌شود.
  • HES خانوادگی: با وراثت اتوزومال غالب و ارتباط با کروموزوم 5q31-33 همراه است. اگرچه بیشتر افراد مبتلا بدون علامت هستند، پیشرفت مرگبار بیماری رخ داده است.
  • سایر اختلالات ائوزینوفیلی: واسکولیت ائوزینوفیلی؛ گاستریت ائوزینوفیلی؛ آنژیوادم دوره‌ای با ائوزینوفیلی (که به عنوان سندرم Gleich نیز شناخته می‌شود)؛ ندول‌ها، ائوزینوفیلی، روماتیسم، درماتیت و تورم (سندرم NERDS)؛ و غیره.

گروه کاری بین‌المللی سندرم‌های هایپراوزینوفیلیک، سیستم طبقه‌بندی برای اختلالات ائوزینوفیلی را تنظیم کرده است. آنها ۶ نوع سندرم هایپراوزینوفیلیک را توصیف می‌کنند.

نوع میلوپرولیفراتیو (۳ نوع):

  • HES مرتبط با PDGFRA: (FIP1L1-PDGFRA: حذف بینابینی کروموزوم 4q12).
  • HES با اتیولوژی ناشناخته: (FIP1L1-PDGFRA منفی) مرتبط.
  • لوسمی ائوزینوفیلی مزمن (CEL): با ناهنجاری‌های سیتوژنتیک و/یا بلاست‌های محیطی مشخص می‌شود.

یافته‌های مرتبط با نوع میلوپرولیفراتیو شامل هپاتواسپلنومگالی، آنمی، ترومبوپنی، دیسپلازی یا فیبروز مغز استخوان، و سطوح بالای کوبالامین است.

نوع لنفوسیتی:

مرتبط با تکثیر کلونال سلول‌های T و عمدتاً با بیماری پوستی مشخص می‌شود. این نوع به دوره‌ای خوش‌خیم‌تر دنبال می‌شود.

نوع ایدیوپاتیک / نامشخص:

با ناهنجاری‌های کروموزومی یا کلونال مرتبط نیست.

نوع همپوشانی:

(اختلالات ائوزینوفیلی محدود به اندام).

نوع مرتبط:

(ائوزینوفیلی در ارتباط با یک تشخیص مشخص، به عنوان مثال، سندرم چورگ-اشتراوس).

نوع خانوادگی:

(سابقه خانوادگی ائوزینوفیلی پایدار مستند با علت ناشناخته).

شیوع جهانی HES نادر است و برآورد می‌شود که 0.32-6.3 در هر 100,000 نفر باشد. هر دو جنس و همه نژادها/قومیت‌ها ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. HES میلوپرولیفراتیو مرتبط با FIP1L1-PDGFRA در مردان شایع‌تر است. سن شروع بیماری از ۲۰ تا ۵۰ سال (میانگین: ۳۳ سال) متغیر است. HES به‌ویژه در کودکان و سالمندان نادر است.

میزان بیماری‌زایی و مرگ‌ومیر ناشی از HES متغیر است. این وضعیت ممکن است ساکت باشد یا به سرعت به دلیل نارسایی قلبی ناشی از کاردیومیوپاتی محدودکننده پیشرونده مرگبار شود. پیش‌آگهی بدتر با تبدیل بدخیم به لوسمی ائوزینوفیلی، شمارش بالای ائوزینوفیل‌ها، و درگیری قلبی یا عصبی همراه است.

نظرات کاربران

در حال حاضر نظری ثبت نشده ، می‌توانید نظرات خود را در مورد این مطلب ثبت کنید.
خرید اشتراک